عافيتى كه هيچ كس نمىتواند قصد آن را بكند
در مورد عافيت در جملهى « وَ تُجَلِّلَنِى بِعافِيَتِكَ الَّتِى لا تُرامُ » افزون بر توضيحى كه در دعاى دوّم رؤيت هلال در بارهى عافيت مجلّله ذكر شد ، مىتوان گفت ممكن است منظور از اين عافيت كه در اين دعا و ديگر دعاهاى اين ماه تقاضا شده ، اين است كه حقّ سبحانه تمام اعضا و جوارح ظاهرى و باطنى بنده را از آن چه خلاف خواستهى او است باز دارد و يا مقصود عافيت در تمام مواردى باشد كه در بيان دعاى اعمال شب نوزدهم ماه رمضان تقاضا شده است ، آن جا كه مىفرمايد :
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَسْأَلُكَ الْعافِيَةَ مِنْ جَهْدِ الْبَلآءِ وَ شَماتَةِ الْأَعْدآءِ وَ سُوءِ الْقْضآءِ وَ دَرَكِ الشَّقآءِ وَ مِنَ الضَّرَرِ فِى الْمَعِيشَةِ وَ أَنْ تَبْتَلِيَنِى بِبَلآءٍ لا طاقَةَ لِى ، أَوْ تُسَلِّطَ عَلَىَّ طاغِياً ، أَوْ تَهْتِكَ لِى سَتْراً ، أَوْ تُبدِىَ لِى عَوْرَةً ، أَوْ تُحاسِبَنِى يَوْمَ الْقِيامَةِ ، مُقاصَّاً أَحْوَجَ ما أَكُونُ إِلى عَفْوِكَ وَ تَجاوُزِكَ عَنِّى . » « 1 »
خدايا ! از تو عافيت از بلاى طاقت فرسا و شادمانى دشمنان و قضاى بد و مبتلا شدن به بدترين نوع شقاوت و بدبختى و از آسيب در روزى و گذران زندگانى را خواستارم و از اين كه مبادا مرا به بلايى كه توان آن را ندارم گرفتار نمايى ، يا سركشى را بر من چيره گردانى ، يا پرده و حجابى را از من بدرى ، يا عيبى از من را آشكار سازى ، يا در روز قيامت در حالى كه از هر زمان ديگر به گذشتت نيازمندترم ، با گرفتن تاوان و كيفر و به صورت سخت مورد محاسبه قرار دهى .
با اين حال ، در فراز مورد نظر ، عافيت با ظرافتهاى خاصّى تقاضا شده است كه به آسانى نمىتوان از آن گذشت ؛ زيرا اوّلًا : حضرت حقّ ، خود مورد خطاب قرار داده شده و گفته شده است : « تُجَلِّلَنِى » و ثانياً : عافيت همراه با كاف خطاب : « عافِيَتِكَ » آمده است و ثالثاً : عافيتى كه كسى نتواند آهنگ و قصد آن را بكند : « لا يُرام » درخواست شده است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 168 .