( 158 )
« وَ يا بارِئَ خَلْقى رَحْمَةً بِى ، وَ كُنْتَ عَنْ خَلْقى غَنِيّاً . » « 1 »
و اى آفرينندهى وجود من از روى مهربانى به من ! در حالى كه از آفرينش من بىنياز بودى .
معناى بارئ
تفاوت ميان « بارئ » و « خالق » در اين است كه نسبت بارئيّت به كسى مىدهند كه كارى را انجام دهد كه پيش از او كسى آن كار را نكرده باشد ؛ چنان كه در نهجالبلاغه در توصيف خداوند آمده است :
« أَلَّذِى ابْتَدَعَ الْخَلْقَ عَلى غَيْرِ مِثالٍ امْتَثَلَهُ ، وَ لا مِقْدارٍ احْتَذى عَلَيْهِ . » « 2 »
[ ستايش ] خداوندى كه مخلوقات را نو آفرينى فرموده ، بىآن كه از روى نمونهاى نمونهبردارى كرده و يا با چيزى برابر و هم اندازه نموده باشد .
رحمت خاصّ الهى در آفرينش انسان
اگر لفظ « خَلْقِى » در دعا شامل تمام مراتب نزولى خلقت - اعمّ از نورى ، برزخى و مادّى - باشد و تنها خلقت مادّى منظور نباشد ، عبارت « رَحْمَةً بى » اشاره به رحمت رحيميّه است ، نه رحمت رحمانيّه و بسيار بعيد به نظر مىرسد معناى جمله دعا اين باشد كه : مرا آفريدى تا مثلًا روزى و يا شنوايى و بينايى و اراده و قدرت و . . . - كه همه به صفت رحمانيّت ظهور پيدا مىكنند - به من عنايت فرمايى ، ولى بعيد نيست كه مراد از آن ، رحمت خاصّ الهى در تمام مراحل خلقى بشر باشد ؛ زيرا اين احتمال با تمام مراحل خلقتى او سازگارى دارد ؛ چرا كه رحمت خاصّ حضرت حقّ بود كه انسان را به پذيرش امانتِ
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ
« 3 » ؛ ( و انسان آن را حمل نمود . ) و گفتن
بَلى شَهِدْنا
« 4 » ؛
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 124 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبهى 91 .
( 3 ) . سورهى احزاب ، آيهى 72 .
( 4 ) . سورهى اعراف ، آيهى 172 .