همهى دستورهاى واجب و مستحبّ نيز براى آن است كه عالم طبع و انواع موانع ياد شده ، او را در دامهاى خود گرفتار نسازند و زمانى كه در معرض صيد و هدف آنها قرار گرفت ، با نماز يا ذكر يا دعا و ديگر اعمال واجب يا مستحبّ ، باز به پناهگاه ايمن الهى پناهنده شود . بنابراين ، حقيقتاً خداوند سبحان تنها كهف و پناهگاه مصون و محفوظ انسان است و جا دارد گفته شود : « يا كَهْفى حِينَ تُعْيِيِنىِ الْمَذاهِبُ ! »
( 157 )
« وَ [ يا ] مَلْجَأى حِينَ تَقِلُّ بِىَ الْحِيَلُ ! » « 1 »
و اى پناهگاه من هنگامى كه چارهجويى هايم اندك مىگردد و بيچاره مىشوم ! .
لزوم پناه بردن به خدا در هر حال
خداوند به بشر قدرتِ فكر ، اختيار ، عقل ، قوّهى تصميمگيرى و تدبير در امور را عطا فرموده تا در موارد لازم به كار زند ؛ ولى گاه انسان چنان خود را عاجز مىبيند ، كه گويا همهى اين نيروها از كار افتاده است . اين جا است كه چارهاى جز رجوع و پناه آوردن به حقّ سبحانه نمىبيند و به او پناهنده مىشود ؛ در حالى كه همواره بايد به خدا پناه برد .
از اين رو ، معصوم - عليه السّلام - مىفرمايد : « يا مَلْجأى حِينَ تَقِلُّ بِىَ الحِيَلُ » و به همين دليل است كه على - عليه السّلام - فرمود :
« عُرِفَ اللَّهُ سُبْحانَهُ بِفَسْخِ الْعَزآئِمِ وَ حلِّ الْقُعُودِ وَ كَشْفِ الضُّرِّ وَ الْبَلِيَّةِ . » « 2 »
خداوند سبحان به واسطهى شكستن تصميمهاى جدّى ، گشوده شدن پيمانها و بر طرف شدن رنجها و گرفتارىها شناخته شده است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 124 .
( 2 ) . فهرست غرر و درر موضوعى ، باب المعرفه ، ص 243 .