- « وَافْتَحْ لِى - يَا رَبِّ ! بابَ الْفَرَجِ » « 1 »
و اى پروردگار من ! درِ فرج و گشايش را به روى من بگشاى .
- « وَهَبْ لِى مِنْ لَدُنْكَ [ رَحْمَةً ] فَرَجاً هَنِيئاً [ قَرِيباً ] . . . » « 2 »
و [ رحمتى و يا : ] فرج و گشايش گواراى [ نزديكى ] از جانب خويش بر من ارزانى دار .
و در اين جا مىفرمايد : « وَ اجْعَلْ لِى فَرَجاً وَ مَخْرَجاً . »
اگر منظور فرج عمومى بود ، در سه مورد نمىفرمود : « لِى » . قطعاً فرج شخصى مقصود است و فرج شخصى همان نايل شدن شخص است به منزلتى كه خداوند انسان را براى آن خلق فرموده است و آن دست يافتن بنده به عبوديّت واقعى حقّ سبحانه است ؛ چنان كه مىفرمايد :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 3 »
و جنّ و انس را نيافريدم جز براى اين كه مرا بپرستند .
چنين عبوديّتى نيز بعد از شناسايى حضرت حق حاصل مىشود . از اين رو ، جملهى
لِيَعْبُدُونِ
؛ ( تا مرا بپرستند ) در آيهى شريفه به « لِيَعْرِفُونِ » ؛ ( تا مرا بشناسند ) معنا و تفسير شده است .
دعاى روز سوّم ماه رمضان ( 2 )
در اين دعا ، معصوم - عليه السّلام - بعد از آن كه در آغاز به كمالات حضرت حقّ توجّه مىدهد ، در ذيل دعا حوايج را يادآور مىشود و اوّلين حاجت اين است كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 121 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 122 .
( 3 ) . سورهى ذاريات ، آيهى 56 .