تسبّب اسباب به لطف الهى
از آن جا كه ممكن است در اثر توجّه نادرست به معناى جملههاى آغازين دعا تا اين جا و نيز جملههاى آينده ، اين پرسش براى خواننده پيش بيايد كه : مظاهر و موجودات و اسباب و قضا و امور ديگرى كه در بخشهاى ديگر مىآيد ، چه كارهاند ؟ به جملهى فوق و جملههاى آينده پرداخته شده است تا اين توهّم از ذهن خواننده زدوده گردد .
نكتهى قابل توجّه در جملهى دعا ، ذكر تعبير « بِلُطْفِكَ » است ؛ زيرا اسباب جهت خلقى دارند و تكيه گاه آنها عالم امر و ملكوت ؛ يعنى عالم اسما و صفات است و اگر ملكوت نبود ، مُلْك هيچ بود و كارى از آن ساخته نبود . بنابراين ، به لطف و ظرافت مُسبِبيّت ملكوت است كه سببيّت اسباب ، از خود ظهور و بروز نشان مىدهند ، بىآن كه عموم مردم بدان توجّه داشته باشند .
( 145 )
« وَ جَرى بِطاعَتِكَ الْقَضآءُ . » « 1 »
و قضا و ارادهى حتمى به فرمان تو ، روان گرديده و انجام مىپذيرد .
اطاعت قضا از فرمان الهى
اين جمله به خواننده مىفهماند كه قضاى الهى - كه عبارت از پياده شدن و خارجيّت پيدا كردن تقديرات الهى است - به فرمان او حاصل مىشود ؛ چرا كه آن چه در عالم تحقّق پيدا كرده و مىكند ، از قضاى الهى بر كنار نيست و حضرت حقّ با آن و محيط بر آن است و از آن بر كنار نيست و به ملكوت آن - كه اسما و صفات او است - تحقّق مىيابد و اسما و صفات الهى از ذاتش جدايى نداشته و ندارند . بنابراين ، چگونه ممكن است چيزى بىآن كه خداوند سبحان آن را بخواهد ، تحقّق پيدا كند ؟ !
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 121 .