ثمرهى آمرزش و آمرزش خاصّ
اگر كسى به چنين مغفرتى كه در دعا آمده و مىفرمايد : « تَغْفِرَلِى . . . وَ لا تَكْتُبُ عَلَىَّ بَعْدَها حِساباً . » دست يابد ، از اوليا و مخلَصين خواهد بود .
مفهوم رضايت پروردگار از بنده
رضايتى كه بعد از آن غضب راه نداشته باشد : « وَ أَنْ تَرْضى عَنّى فِى يَوْمى هذا رضىً لاتَغّضَبُ عَلَىَّ بَعْدَهُ » عبارت از قرار گرفتن در زمرهى صاحبان نفس مطمئنّه مىباشد ، آن جا كه خداوند مىفرمايد :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 1 »
اى نفس آرامش يافته ! در حالى كه هم تو از خداوند خرسندى و هم او از تو خشنود است ، به سوى پروردگارت بازگرد .
معناى آمرزش گناهان گذشته و آينده
شايد به قرينهى طلب مغفرت گذشته كه فرمود : « انْ تَغْفِرْلِى مَغْفِرَةً عَزْماً جَزماً . . . » كه ظاهر در آمرزش گناهان ظاهرى بود ، بتوان گفت : مراد از مغفرت در اين جا ، آمرزش گناهانى باشد كه بندگان را در اين جهان و جهان ديگر از مشاهدهى ذات ربوبى و تجلّياتش محروم مىسازد و مراد از اين گناهان ، در واقع گناهان وجودى است . شاهد بر اين بيان ، آيات متعدّد از جمله آيهى شريفهى زير است كه مىفرمايد :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ، فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ
. . .
وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ ، وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ
« 2 »
مَثَل بهشتى كه به اهل تقوا وعده داده شده ، اين است كه در آن جا جوىهايى داراى
هامش
( 1 ) . سورهى فجر ، آيات 27 و 28 .
( 2 ) . سورهى محمّد ، آيهى 15 .