كنار از موجودات نداريم و همهى اسباب ، ظهور يافتهى اسمها و صفات حقّ سبحانه هستند و جداى از ذات او - كه محيط بر همهى اشيا است - نمىباشند ، بلكه عينيّت با ذات دارند .
بر اين اساس ، مىتوان گفت : « أَطْعَمْتَ وَ سَقَيْتَ وَ أَرْوَيْتَ » ، به اعتبار اين است كه همه چيز و همه كاره او است . از اين رو ، در ابتدا و انتهاى اين سه جمله فرموده شده :
« لَكَ الْحَمْدُ » و در پايان آمده است : « غَيْرَ مَكْفُورٍ وَ لا مُوَدَّعٍ وَ لا مُسْتَغْنىً عَنْكَ » و اين همه اشاره به آن است كه به اسباب نبايد استقلال داد .
شبيه به اين تعبيرات - كه به « توحيد افعالى » اشاره دارد - در قرآن شريف وجود دارد ، از جمله خداوند مىفرمايد :
وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى * وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا
* . . . *
وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى
« 1 »
بىگمان او است كه خنداند و گرياند ، و مسلّماً او است كه ميراند و زنده گرداند . . . و او است كه بىنياز و توانگر و خشنود گرداند .
دعاهاى صادره از معصومين - عليهمالسّلام - نيز در اين زمينه بسيار است و توجيه صحيح « توحيد افعالى » همان است كه ذكر شد .
دعاى بعد از افطار
( 117 )
« أَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَطْعَمَنِى فَأَشْبَعَنِى ، وَ سَقانِى فَأَرْوانِى ، وَ صانَنِى وَ حَمانِى . » « 2 »
ستايش خدايى را كه مرا غذا عنايت فرمود و سير نمود ، و آبم داد و سيرابم
هامش
( 1 ) . سورهى نجم ، آيات 43 - 48 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 117 .