شب [ در لانه و محل استراحت خود ] پنهان شده و روز بيرون مىآيند ، و از شرّ آن چه شبانگاهان خارج شده و روز نهان مىشوند . . . و از شرّ هر جنبندهاى كه خداوند [ تو ] موى پيشانى [ و زمام امور و تمام اختيار ] آن را [ به دست قدرت خويش ] گرفته است ؛ زيرا پروردگارم بر راه راست مسلّط است [ و هيچ چيز را گريز از او نيست ] .
اشاره به توحيد افعالى و لزوم قطع توجّه از اسباب و مسبّبات
1 . تعبير « باللَّهِ » در جملهى « أَصْبَحْتُ باللَّهِ » كه نمىگويد : « أَصْبَحْتُ بِعِنايَةِ اللَّهِ » ، حكايت از معنايى ظريف در زمينهى توحيد افعالى دارد و آن به نصّ قرآن شريف احاطه حقّ سبحانه بر هر چيز و معيّت او با هر چيز و كناره نگرفتن خداوند از مظاهر است . با اين بيان ، موارد ديگر مشابه اين تعبير مانند ذكر حوقله : « لا حَوْلَ وَلاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ . » ؛ ( هيچ تحوّل و نيرويى نيست ، جز به خدا . ) نيز حلّ مىشود .
2 . در ادامه براى اين كه مبادا كسى توجّهش به اسباب و مسبّبات برود و گمان كند كه خدا هم مثل آنها همانند و مشابه دارد ، فرموده شده است : « أَصْبَحْتُ بِاللَّهِ الَّذِى لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ . »
3 . تعبير « بِعِزَّةِ اللَّهِ » اشاره به مقام عزّت است و مقام عزّت همان مقام جانبدارى حقّ است ، يعنى اين كه خداوند نمىخواهد آن جا كه او اظهار وجود مىكند ، هيچ موجودى اظهار وجود كند . در هر حال ، با اين تعبير مىخواهد بگويد : با توجّه به منزلت عزّت حضرت حقّ سبحانه صبح نمودم و جز حضرتش را حاكم و « أنا » گو و كارهاى نمىبينم و نمىشناسم .
4 . جملهى « لاتُرام و لا تُضام مُعْتَصِماً » بيان توحيدى گذشته را تثبيت نموده و بيانگر آن است كه خداوند در مقام عزّت خويش ، نمىخواهد جز خود
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ
« 1 » ؛
هامش
( 1 ) . سورهى غافر ، آيهى 16 .