اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ
« 1 »
اى پسران [ و فرزندان ] آدم ! يا با شما پيمان نبستيم كه شيطان را نپرستيد ، زيرا او دشمن آشكار شما است . و تنها مرا بپرستيد ، كه اين راه راست مىباشد ؟ !
و با لحاظ ارتباط اين جمله با قبل ، معلوم مىشود كه تا گوشهاى قلب بنده به ياد خدا گشوده نگردد ، امكان ندارد از عبادت شيطان دست كشيده و تنها به عبادت خدا پرداخته و در صراط مستقيم قرار گيرد .
خداوند ، مالك قلب
جملهى « فَإنَّ أَمْرَ الْقَلْبِ بِيَدِكَ » در پايان فراز بيانگر آن است كه : خداوندا ! اين تويى كه مالك قلب و شنوايى و بينايى و همه چيز آن مىباشى .
اشاره به معناى قلب
مراد از قلب در عبارت « مَسَامِعَ قَلْبى » و جملهى پايان فراز ، قطعاً قلب گوشتى نيست و توضيح بيشتر دربارهى معناى آن گذشت .
( 98 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَعُوذُبِكَ مِنَ الْقُنُوطِ مِنْ رَحْمَتِكَ ، وَ الْيَأْسِ مِنْ رَأْفَتِكَ ، فَأعِذْنِى مِنَ الشَّكِّ وَ الشِّرْكِ وَ الرَّيْبِ وَ النِّفاقِ وَ الرِّيآءِ وَ السُّمْعَةِ ، وَاجْعَلْنِى فِى جِوارِكَ الَّذِى لايُرامُ ، وَ احْفَظْنِى مِنَ الشَّكِّ الَّذِى صَاحِبُهُ يَنْهانُ . » « 2 »
خدايا ! به تو پناه مىبرم از نوميدى از رحمت تو و دلسردى از مهر و عطوفت تو ، پس مرا از شكّ و شرك و دو دلى و نفاق و خودنمايى و
هامش
( 1 ) . سورهى يس ، آيات 60 و 61 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 107 .