ستودن حقّ سبحانه به پاكيزگى در اسم و صفت و ذات ، از هر نقص و كاستى و آلايش است و اين امر به لحاظ توجّه موجودات به جهت امكانى ، جز براى مخلَصين يعنى انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - و تابعين واقعى آنان ، امكانپذير نيست و تنها اين بزرگواران هستند كه به سبب عدم وابستگى به عالم طبع ، مىتوانند او سبحانه را به شايستگى بستايند ؛ چنان چه مىفرمايد :
- سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
« 1 »
پاك و منزّه است خداوند از [ تمام ] آن چه او را بدان توصيف مىكنند ، به جز [ توصيف ] بندگان مخلص و پاكيزه [ به تمام وجود ] خدا .
- فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ
« 2 »
پس پاك و بىآلايش است خداوند ، پروردگار [ و مالك و مدبّر ] عرش ، از [ تمام ] آن چه او را بدان توصيف مىنمايند .
- سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ
« 3 »
منزّه است پروردگار آسمانها و زمين ، مالك مدبّر [ يا : صاحب ] عرش از [ تمام ] آن چه او را بدان توصيف مىكنند .
توضيح آن كه : توجّه به عالم امكانى و خلقى ، نمىگذارد موجودات ، حضرت حقّ سبحانه را آن گونه كه در اسم و صفت و ذات مىباشد ، بستايند . ناچار ، تسبيح تكوينى و غير تكوينى ، برنامهى همه آنها مىباشد ، چنان كه مىفرمايد :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً
« 4 »
و هيچ چيز نيست جز آن كه همراه با ستايش خداوند ، او را تسبيح گفته و به پاكى مىستايد ، و ليكن شما تسبيح آنها را درنمىيابيد .
و انسانها هم افزون بر اين دو نوع تسبيح ، تشريعاً مأمور شدهاند سخن خود را در
هامش
( 1 ) . سورهى صافّات ، آيهى 159 - 160 .
( 2 ) . سورهى انبياء ، آيهى 22 .
( 3 ) . سورهى زخرف ، آيهى 82 .
( 4 ) . سورهى اسراء ، آيهى 44 .