روزى كه تو را ملاقات و ديدار مىنمايم از آن سود نمىبرم ، حلال باشد و يا حرام ، دلم را بركن ، سپس توانايى بر آن و عزّت و قناعت [ به آن ] به داشتن آن و [ كسب ] رضا و خرسندىات ، در آن را به من عطا فرما .
دل كندن از آن چه در آخرت به كار نمىآيد
از اين فراز نكات مهمّى استفاده مىشود :
1 . جملهى « لا أَتَزَوَّدُهُ إِلَيْكَ . » گوياى آن است كه انسان بايد قلب خود را از هر چيزى كه اندوخته و توشه براى امر معنوى نيست ، خالى نگاه دارد .
2 . جملهى « وَ لا أَنْتَفِعُ بِهِ يَوْمَ أَلْقاكَ . » بيانگر آن است كه نبايد قلب را توجّه به امورى داد كه نفع اخروى ندارد .
3 . از جملهى « سَلِّ قَلْبِى . » برمىآيد كه بايد انسان از امورى كه به كار معنويّت و آخرت او نمىآيد ، واقعاً دل بكند و جدايى بگيرد ، نه اين كه تنها صورتاً بدان توجّه نكند ؛ زيرا فقط در اين صورت است كه مىتواند بهرهى معنوى و اخروى از هر چيز برداشت كند .
4 . عبارت « أَللَّهُمَّ » مىفهماند كه اين توفيق را خداوند بايد عنايت بفرمايد كه بنده قدرت دل كندن از امور را داشته باشد .
5 . جملهى « ثُمَّ أَعْطِنِى قُوَّةً عَلَيْهِ . . . » بيانگر آن است كه بعد از توفيق ابتدايى ، عنايتى ديگر از جانب حقّ لازم است تا بنده بتواند امر فوق را ادامه دهد .
دعاى سحر ( 4 )
( 86 )
« يا مَفْزَعِى عِنْدَ كُرْبَتِى ! وَ يا غَوْثِى عِنْدَ شِدَّتِى ! إِلَيْكَ فَزِعْتُ ، وَ بِكَ اسْتَغَثْتُ ، وَ بِكَ لُذْتُ ، وَ لا أَلُوذُ بِسِوَاكَ ، وَ لا أَطْلُبُ الْفَرَجَ إِلَّا مِنْكَ ،