نگريست ؛ بلكه او سبحانه است كه اسباب را اسباب قرار داده ، و هر چيز را از او سبحانه بايد خواست ، و در همه امور بايد به او توجّه نمود . در اين صورت و با اين توجّه ، خواستههايى كه در فرازهاى آينده دعا ذكر مىشود ، به مرحلهى اجابت خواهد رسيد .
كوتاه سخن آن كه : علت اصلى محروميّت بندگان از استجابت دعا در تمام امور معنوى و اخروى و دنيوى ، همانا توجّه استقلالى به اسباب است و اين سخنان براى زدودن اين فكر از خواننده است .
( 75 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَسْأَلُكَ خُشُوعَ الْإِيمانِ قَبْلَ خُشُوعِ الذُّلِ فِى النّارِ ، يا واحِدُ يا أَحَدُ ، يا صَمَدُ ! يا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ! » « 1 »
خدايا ! از تو فروتنى ايمان را پيش از فروتنى خوارى در آتش [ جهنّم ] تقاضا دارم . اى يكتا ! اى تنهاى بىهمتا ! اى سرورى كه همگان [ براى برآورده شدن حوايجشان ] آهنگ تو را دارند ! اى كسى كه نه زادهاى و نه زاده شدهاى ، و هيچ كس همتاى او نبوده [ نخواهد بود ] .
ايمان و خشوع ايمانى منطبق بر توحيد خالص
ايمان ، همان باور و اعتقاد قلبى - و نه زبانى تنها - به خداست ، خواه از طريق مبانى علمى حاصل شده باشد و يا از راه شهود و خشوع ايمان به مراتب ديد مؤمن ، متفاوت است . جملههاى بعد : « يا واحِدُ ! يا أَحَدُ ! يا صَمَدُ ! . . . » ايمان و خشوع ايمانى كسى را در نظر دارد كه به واحديّت و احديّت و صمديّت اقرار داشته و توحيد خالص را پذيرفته است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 78 .