الْمُكَذِّبُونَ وَ الْجاهِدُونَ . » « 1 »
اگر سوگند ياد مىنمودم ، راست بود ، كه بىگمان اسم اعظم خدا در اين دعا نفته است . پس هرگاه اين دعا را نموديد ، تمام تلاش خود را در دعا به كار زنيد ؛ زيرا اين دعا ، از جمله علم مكنون و پوشيده است ، و آن را جز از اهلش پوشيده بداريد ، و مسلّماً منافقان و تكذيب كنندگان و منكران اهل آن نيستند .
سوگند به اسما و صفات و يا درخواست تحقّق و آراسته شدن به اسما و صفات
سخن پيرامون درخواستهاى اين دعا بسيار است ؛ بعضى گفتهاند : مسألتهاى موجود در آن ، قسم دادن پروردگار به اسما و صفاتش است و در آخر ، حوايج درخواست مىشود ، شواهدى در دعا براى اين معنا وجود دارد ؛ ولى برخى از بزرگان فرمودهاند :
خود اين مسألتها حوايجاند . صدر حديث : « لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ مِنْ عِظَمِ هذِهِ الْمَسائِلِ عِنْدَ اللَّهِ » و ذيل آن « فَإِنَّهُ مِنْ مَكْنُونِ الْعِلْمِ » و حرف « مِنْ » در تمام فرازهاى دعا ، شاهد بر احتمال و معناى دوم است و بدين ترتيب ، در واقع خواننده با اين مسألتها ، مزيّن گرديدن به جامعيّت اسما و صفات الهى را از خداوند تقاضا مىكند . بنابراين معنا ، روشن مىشود كه چرا اين مسألتها نزد خدا بزرگ است .
وعده استجابت دعاى سحر و عدم مغلوبيت حضرت حقّ
روشن است دعايى كه با اسما و صفات الهى شروع و پايان مىيابد و بنابر حديث ، اسم اعظم و اكبر الهى در آن نهفته است ، بايد به اجابت مقرون باشد . جملهى « لَاقْتَتَلُوا عَلَيْهِ وَ لَوْ بِالسُّيُوفِ » نيز شاهد بر اين امر است . با اين همه حضرت - عليه السّلام - ذيل حديث مىفرمايد : « وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشآءُ » يعنى اگر چه خداوند وعدهى استجابت داده است ؛ ولى هرگز مغلوب دعاى كسى واقع نمىشود و به آن چه خود مىخواهد ، عمل مىكند ؛ چنان كه مىفرمايد :
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ
« 2 » ؛ ( خداوند بر امر خويش چيره است . )
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 77 .
( 2 ) . سورهى يوسف ، آيهى 21 .