بنابر اختلاف روايات ، اسم اعظم يا اكبر خداوند در اين دعا نهفته است . در پاسخ اين پرسش كه اسم اعظم كداميك از اسماى موجود در اين دعا است ؟ بايد گفت : اسم اعظم معنا است نه لفظ ، يعنى هر كس از طريق عمل و تبعيّت از انبيا و اوليا - عليهمالسّلام - به قدر سعهى وجودىاش به ولايت كلّى الهى شهوداً راه يابد ، به اسم اعظم دست مىيابد و مىتواند باذن اللَّه كارهاى خدايى كند و اگر بخواهيم لفظى را نام ببريم كه حاكى از آن معنا بوده و اشاره به آن باشد ، شايد بتوان لفظ جلاله « اللَّه » و يا « هو » را نام برد ، و در خصوص اين دعا شايد « بَهاء » ، حاكى از آن باشد كه در اوّل دعا آمده است .
استاد ما - رضوان اللَّه تعالى عليه - مىفرمود : « اسم اعظم الهى در اين دعا بهاء است ؛ زيرا در ميان اسامى الهى استفاده شده از قرآن و احاديث ، بهاء ذكر نشده است . » و نيز مىفرمود :
« بهاى هر شيئى ، چيزى است كه اقسام و انواع مختلف آن شئى به وسيله آن سنجيده مىشود . مانند طلاى ناب كه ديگر اقسام طلا را با آن عيار مىزنند و هكذا نسبت به اشياى ديگر . » حضرت استاد - رحمةاللَّهعليه - اين بيان را از جفريّات جدّشان « 1 » نقل نموده و به طور خلاصه مىخواستند بگويند : خداوند ، بهاء و معيار شناسايى همهى موجودات است و به او مىتوانيم بدانيم هر موجودى چه مقدار از اسما و صفات او سبحانه بهره دارد . و در واقع ، ارزش هر چيز به اندازهى كمالاتى است كه خداوند از خويش در آن به وديعت گذاشته است . به طورى كه اگر خدا و كمالات او را معيار نمىگرفتيم ، نمىتوانستيم اندازهى كمالات موجودات را بدانيم .
مسألتهاى موجود در اين دعا
مجموع مسألتهاى موجود در اين دعا ، غير از بهاء ، 23 خواهش و درخواست است ، كه هشت مسألت از آنها ، از صفات فعل است كه عبارتاند از : بهاء ، كلمات ، اسما ،
هامش
( 1 ) . آيت اللَّه سيد محمد حسين طباطبايى يكى از شاگردان برجسته صاحب جواهر كه در علم جفر مهارت تامّ داشت . حضرت استاد - رضوان اللَّه تعالى عليه - همهى استخراجات ايشان را در جزوهاى جمعآورى فرموده بود و نگارندهى اين كتاب ، آن را ديده است .