- عليهمالسّلام - نياز دارند و نمىتوانند تنها بر فطرت توحيد آفريده شدنِ خويش بسنده كنند . و آن گاه كه به فطرت بازگشت نموده و توجّه نمايند ، مانند امام سجّاد - عليه السّلام - هيچ گاه از آن محجوب نشده است ، گفتار « مَعْرِفَتِى يا مَوْلاىَ ! . . . وَ أَنَا واثِقٌ مِنْ دَلِيلِى . . . » سر مىدهند .
در واقع ، اين دو جمله بيانگر معناى دو جملهى آغازين اين دو : « بِكَ عَرَفْتُكَ ، وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِى عَلَيْكَ » مىباشد .
دو جملهى ديگر ، يعنى « حُبِّى لَكَ شَفِيعِى إِلَيْكَ » و « ساكِنٌ مِنْ شَفِيعِى إِلى شَفاعَتِكَ » نيز نظر به بازگشت بشر به محبّت فطرى خود به سوى خدا دارد ، كه : « وَ بَعَثَهُمْ فى سَبِيلِ مَحَبَّتِهِ . » « 1 » ؛ ( و آفريدهها را در را دوستىاش برانگيخت . ) كه در اثر محجوب شدن از آن ، ناچار است به عنايات الهى - كه :
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 2 » ؛ ( آنان را دوست مىدارد و آنان [ نيز ] او را دوست دارند . ) - و راهنمايى انبيا - عليهمالسّلام - توسّل جويد . و آن گاه كه به وسيلهى اين دو ، حجاب از فطرتش بر طرف گردد ، معناى فطرى محبّت را بالعيان مشاهده خواهد كرد .
در هر حال ، امام زين العابدين - عليه السّلام - در اثر محجوب نبودن از فطرت ، بالعيان اين فراز و فرازهاى ديگر دعا را گويا است ، امّا ديگران تا به مشاهدهى اين امور نرسيدهاند ، تنها از واقع امر خبر مىدهند .
( 50 )
« يا حَبِيبَ مَنْ تَحَبَّبَ إِلَيْكَ ! وَ يا قُرَّةَ عَيْنِ مَنْ لاذَبِكَ وَ انْقَطَعَ إِلَيْكَ ! » « 3 »
اى دوستدار هر كس كه به سوى تو اظهار محبّت نمايد ، و اى نور چشم آن كه به تو پناه آورد و [ از همه ] بُريده و تنها به تو بپيوندد !
هامش
( 1 ) . صحيفه سجاديه ، دعاى 1 .
( 2 ) . سورهى مائده ، آيهى 54 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 69 .