احاديث ، به علّت اين دورى اشاره شده است .
جملهى پايانى فراز : « وَ قَدْ قَصَدْتُ إِلَيْكَ بِطَلِبَتِى » ، راه دست يافتن به قرب او سبحانه را نشان مىدهد .
( 49 )
« مَعْرِفَتِى يا مَوْلاىَ دَلَّتْنِى [ دَلِيلِى ] عَلَيْكَ ، وَ حُبِّى لَكَ شَفِيعِى إِلَيْكَ ، وَ أَنَا واثِقٌ مِنْ دَلِيلِى بِدَلالَتِكَ ، وَ سَاكِنٌ مِنْ شَفِيعِى إِلى شَفاعَتِكَ . » « 1 »
اى سرور من ! شناخت من ، مرا بر تو رهنمون گشت [ يا : راهنماى من به سوى توست . ] و دوستىام با تو ، شفيع من به سوى تو است ، ولى من به جاى راهنمايى خودم ، به راهنمايى تو واثقم ، و به جاى واسطهى خويش ، به شفاعت تو آرام گرفتهام .
معرفت خدا ، فطرى انسانها و علّت محجوب ماندن تودهى مردم از آن
شناخت فطرى ، راهنماى بشر به خدا است و انسان فطرتاً بر آن خلق شده است ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
« 2 »
پس استوار و بدون انحراف روى [ و حقيقت ] خويش را به سوى دين برپادار ، همان سرشت خدايى كه همهى مردم را بر آن آفريد ، تغيير و تبديل در آفرينش خدا [ امكان پذير ] نيست .
با اين وجود ، متأسفانه تودهى مردم در اثر محجوب شدن از آن به سبب آمال و گناهان ، براى دست يافتن دوباره به آن ، به عنايات الهى و راهنمايى انبيا و اوصيا ايشان ،
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 68 .
( 2 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .