تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
اى كوهها و اى مرغان ، شما نيز با نغمهء داودى همراه و هماهنگ شويد . اين امر ، امر تكوينى است ، يعنى وقتى داوود ذكر مىگفت كوهها با او ذكر مىگفتند ، پرنده‌ها با او ذكر مىگفتند وقتى كه عالم وجود با او ذكر مىگفت ، معلوم بود كه قلب او ، دست او ، پاى او ، چشم او ، تمام اعضا و جوارح او با او هم‌صدا بودند . خوشا به حال اينها كه اعضا و جوارحشان ، بلكه اطرافشان ، بلكه عالم وجود ، در ذكر با اينها هم‌صدا شوند ! مرتبهء سوم : ذكر عملى است . آن كه امام صادق ( ع ) در ذيل همان آيه‌اى كه خواندم پافشارى مىكرد آن ذكر عملى است . امام صادق ( ع ) در ذيل همان آيهء « يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوااللّهَ ذِكْراً كَثيراً وَسَبّحُوهُ بُكْرَةً وَاصيلًا » ( احزاب / 41 و 42 ) مىفرمايد : مراد ، گفتن « سبحان الله و الحمدلله و لا إله إلا لله و الله اكبر » « 1 » ، نيست ، « وان كان منه » ، ولو اين‌كه ذكر لفظى از مصداقهاى آيه است . ذكر قلبى هم مصداق آيه است ، اما مصداق كاملش اين است كه انسان متوجه باشد كه در محضر خداست ، تمام گفتارش و كردارش كنترل شده باشد و توجه داشته باشد به اين كه خدا مىبيند ، به اين كه هركجا باشد خدا ناظر و حاضر است . به اين مىگويم : ذكر عملى ؛ يعنى عملش با « لااله إلا لله » بخواند ، يعنى عملش با ياد خدا بخواند . از نظر زبان مىگويد : « ياالله » ؛ يعنى من در محضر خدا هستم ، كلمهء « يا » نداست ، خطاب است ، يعنى من در محضر خدا هستم و خدا حاضر و ناظر بر دل من گفتار من و كردار من است . عمل بايد با اين زبان بخواند ، و كسى كه در محضر خداست معلوم است نبايد مخالفت خدا كند . كسى كه تمام گفتار و كردار او كنترل است نبايد زيادى بگويد ، چه رسد كه گناه بگويد . او بايد به واجبات اهميت بدهد و اجتناب از گناه داشته باشد . پس معناى ذكر عملى يعنى اهميت
هامش
( 1 ) - بحار ، ج 9 ، ص 163 . اى ن همان تسبيحات اربعه است كه در ركعت سوم و چهارم نمازها خوانده مىشود . براى اين ذكر كه در خارج از نماز گفته شود ثوابها و اثرات بسيارى است . به بحار ، ج 90 ، ص 166 به بعد و ثواب الأعمال مراجعه شود .