تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
اگر نتواند در راه ، در خلوت و در جلوت و در هر كجا كه باشد و در هروقت كه باشد . من تقاضا دارم از همهء شما ذكرى انتخاب كنيد كه ورد زبانتان باشد و عادت شما شود . اين ذكر يونسيه فعلًا براى شما خيلى خوب است . سيروسلوكها و اهل دلها به اين ذكر خيلى اهميت مىدهند . مرتبه دوم ، ذكر قلبى است . معناى ذكر قلبى اين است كه انسان وقتى مثلًا كه مىگويد : « لا إله إلا لله » ، دل او هم همين را بگويد ، عقل او هم همين را بگويد : كم‌كم « لااله إلا لله » در پوست و گوشت و استخوان او رسوخ كند و همهء اعضا و جوارح او بگويند : « لااله إلا لله » ، به طورى كه اگر گوش داشته باشد يا افرادى كه گوش دارند بشنوند . وقتى كه مىگويد گويا تمام اعضا و جوارحش مىگويند : « لااله إلا لله » . به عبارتى ديگر ، كارى بكند كه دل باور كند آن ذكر را به زبان مىگويد . اگر صلوات را دل باور كند ، فضايل اهل‌بيت را و كلمهء « لااله إلا لله » را ، و اگر ذكر يونسيه است دل باور كرده باشد قصور و تقصيرش را ، و اگر كسى مراعات كند ، از همين ذكر لفظى به ذكر قلبى مىرسد ، ولى معلوم است كه زمينه مىخواهد ؛ يعنى دلى كه ناپاك باشد ، دلى كه چراگاه شيطان و صفات رذيله باشد ، نمىشود كلمهء « لااله إلا لله » در آن رسوخ بكند ؛ ديو چو بيرون رود فرشته درآيد . ولى به هرحال ، اين ذكر قلبى ، ذكر خوبى است ، يعنى در وقتى كه انسان مىگويد ، دل باور كرده باشد ، دل هم با او بگويد تا كم‌كم ما بقىاعضا و جوارح با او همصدا شوند و شخص خيال نكند اينها حرف است . اينها مال قرآن است . قرآن مىفرمايد : حضرت داوود به اين جا رسيده بود كه وقتى مىگفت : « لااله إلا لله » ، نه فقط اعضاء و جوارح خودش ، بلكه عالم وجود با او مىگفتند : « لااله إلا لله » . قرآن مىگويد : « يا جِبالُ اوّبي مَعَهُ وَالطَّيْرَ » ( سبأ / 10 ) ؛