با ايماء و اشاره كنايه مجد و آقائى آل طلحه را بيان نموده است .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : بل هو اعم : يعنى اعم از كنايه و غير آن همچون مجاز مىباشد .
قوله : و فيه نظر : در حاشيه دسوقى آورده است كه نظر و مناقشه شارح از دو نظر مىباشد :
1 - ماده [ تفاوت ] زمانى صحيح است كه با كلمه [ الى ] متعدّى شود كه معناى [ انقسام ] را به آن تضمين نمائيم پس امر باز به انقسام برگشت .
2 - اقسام شيئى واجب و لازم نيست كه اخصّ از آن شئ يعنى مقسم باشند چه آنكه گاهى بين اقسام و مقسم نسبت عموم و خصوص من وجه است با اينكه در اين تقسيم ابيض را مقسم و حيوان را قسم آن قرار دادهايم و وقتى اعم بودن قسم شيئى از شئ صحيح بود ديگر اشكالى در تعبير به تقسيم وجود ندارد .
قوله : و الاقرب انّه انّما قال : ضمير در [ انّه ] و [ قال ] به سكّاكى راجع ميباشند .
قوله : قد تتداخل : يعنى بعضى در برخى داخل شده و بدين ترتيب ممكنست جميع اقسام در صورت واحدى اجتماع كنند كه به اعتبارات متعددى مختلف باشند مثلا جايز است از لازم باسم ملزوم تعبير شود و بدين وسيله كنايه تحقّق يابد و مع ذلك گاهى نسبت بسمع ممكن است تعريض باشد چنانچه در حق سامع ديگر امكان دارد تلويح باشد
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٥