تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
صيقلى داده باشند و [ زرق ] بر وزن فلس عبارتست از شديد الصفا و چيزى كه داراى جلاء زائد الوصفى باشد . شاهد در [ انياب اغوال ] است كه با حواس ظاهره درك نشده زيرا در خارج تحقّق ندارد ولى اگر بنا باشد درك شود صرفا با چشم درك مىگردد . سپس شارح گويد : از نكاتى كه دانستن آن در اينجا لازم و واجب مىباشد اينستكه : از جمله قواى ادراك قوّه‌اى است موسوم به متخيّله و مفكّره و شأن اين قوّه آنست كه صور و معانى را با هم تركيب كرده و يا آنها را از هم تفصيل و جدا نموده و نيز كار اينقوّه آنست كه در صور معانى تصرّف كرده و اشيائى را كه داراى حقيقتى نيستند اختراع مىكند . و مقصود از امر خيالى ، شئ معدومى است كه قوّه متخيّله آن را از امورى كه بكمك حواس ظاهره درك نموده تركيب مىكند . و مراد از وهمى چيزى استكه قوّه خيال آن را از پيش خود اختراع مىكند چنانچه وقتى شنيده شود غول موجودى استكه نفوس بواسطه آن هلاك ميشوند همچون سبع و درّنده كه نفوس را به هلاكت مىرساند ، قوّه متخيّله شروع مىكند به تصوير آن به صورت سبع و درّنده و اختراع نمودن نيش برايش همانطورى كه درّنده داراى نيش مىباشد سپس شارح در ذيل [ و ما يدرك بالوجدان ] مىگويد : يعنى چيزى كه با قوّه باطنه درك شده و امر وجدانيس ناميده مىشود در امر عقلى داخل مىگردد مانند لذّت و الم .