قرار مىدهيم در جائى است كه بخواهيم شيئى را كه در وجه شبه ناقص است به زائد و كامل ملحق نمائيم چنانچه در مورد غرضى كه به مشبه عائد است امر چنين مىباشد ولى اگر مقصود صرف جمع دو شئ در امرى و اينكه هردو واجد آن امر هستند باشد بدون اينكه يكى از آنها را ناقص و ديگرى را زائد فرض نمائيم بهتر آنست كه از تشبيه عدول كرده و حكم به تشابه و تماثل نمائيم اگرچه تشبيه نيز جايز است مثال حكم به تشابه دوبيتى ست كه از ابو اسحق صابى نقل شده و مثال تشبيه همان است كه مصنّف در متن آورده است :
قوله : بيان الاهتمام به : يعنى متكلّم براى سامع اظهار كند كه مشبّه به مورد اهتمام و غرض اصلى او مىباشد .
قوله : كتشبيه الجائع وجها : اضافه [ تشبيه ] به [ جائع ] از قبيل اضافه مصدر به فاعل بوده و [ وجها ] مفعول آن مىباشد .
قوله : بالرّغيف : گرده نان را گويند .
قوله : على هذا النّوع من الغرض : مقصود از [ هذا النّوع ] بيان اهتمام به مشبّهبه مىباشد .
قوله : سواء وجدت الزيادة و النقصان : چنانچه در مثال تشابه وجه الخليفه و الصّبح امر چنين است يعنى نورانيّت و درخشندهگى در صبح زائد و در وجه خليفه ناقص مىباشد .
قوله : ام لم توجد : چنانچه در تشابه دمعى و مدامتى اين طور است .
قوله : ليكون كل واحد من الشّيئين الخ : علّت است براى حكم به تشابه .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٤