و بروز شئ نورانى در تاريكى بيشتر از آن را بخواهيم بيان نمائيم .
شارح گويد :
ب : قسم دوّم از اغراضى كه بمشبّهبه برمىگردد آنست كه بواسطه تشبيه اهتمام به مشبّهبه را بخواهيم بيان كنيم چنانچه اينمعنا در تشبيه نمودن شخص گرسنه صورتى را كه از حيث نورانيّت و گرد بودن مانند ماه شب چهارده هست به گرده نان وجود دارد و اينقسم از تشبيه يعنى تشبيهى كه مشتمل بر اين نوع از غرض است باظهار مطلوب موسوم مىباشد
ناگفته نماند آنچه ذكر شد يعنى احد الشّيئين را مشبّه و ديگرى را مشبّهبه قرار دادن در وقتى است كه بخواهيم احد الشّيئين را كه از نظر وجه شبه ناقص است به زائد ملحق كنيم اعم از آنكه ناقص حقيقتا چنين بوده چنانچه در غرض عائد به مشبه امر اين گونه است يا ادّعاء ناقص باشد همچون موردى كه غرض از تشبيه به مشبّهب برمىگردد .
ولى اگر قصد جمع نمودن بين دو شئ در امرى از امور بوده بدون اينكه نظرى به اين باشد كه يكى از آن دو ناقص و ديگرى زائد است اعم از آنكه زيادى و نقصان تحقّق داشته يا موجود نباشند در چنين جائى البتّه بهتر آنست كه تشبيه را ترك كرده و حكم به تشابه نمائيم تا بدين ترتيب هركدام از آن دو مشبّه و مشبّهبه محسوب شوند و در ضمن از ترجيح احد المتساويين در وجه شبه نسبت به ديگرى احتراز گردد مانند قول ابو اسحق صابى :
تشابه دمعى اذ جرى و مدامتى * فمن مثل ما فى الكأس عينى تسكب
فواللّه ما ادرى ابا الخمر اسبلت * جفونى ام من عبرتى كنت اشرب
يعنى : اشگ چشمهاى من در وقت جارى شدنشان با شراب