امر بر خلاف بوده و بدون ترديد صباح و سفيدى آن بايد مشبّهبه بوده و وجه خليفه مشبّه منتهى از باب مبالغه شاعر تشبيه را قلب كرده است .
و در قول شاعر يعنى [ حين يمتدح ] دلالت است براينكه ممدوح به حقّ مادح و تعظيم شأنش نزد حاضرين معرفت داشته از اينرو به مدّاحى او گوش فراداده و اظهار اطمينان نسبت بوى مينمايد .
و همچنين دلالت دارد براينكه ممدوح در كرم كامل مىباشد زيرا متّصف است باينكه در وقت شنيدن مدح از بشر و طلاقت وجه بر خوردار مىباشد .
شرح فارسى
توضيح
قوله : و هو ضربان : ضمير [ هو ] به الغرض العائد الى المشبّه به راجع است .
قوله : ايهام انّه اتمّ من المشبّه : ضمير در [ انّه ] به مشبّهبه راجع است يعنى متكلّم سامع را بتوهّم بياندازد كه مشبّهبه از مشبّه در وجه اتمّ مىباشد بااينكه در واقع چنين نيست .
قوله : و ذلك فى التّشبيه المقلوب : مشاراليه [ ذلك ] ايهام انّه الخ مىباشد .
قوله : الّذى يجعل فيه النّاقص الخ : ضمير در [ فيه ] به تشبيه راجع است .
قوله : انّه اكمل : ضمير در [ انّه ] به مشبّهبه راجع است .
قوله : كانّه غرّته : شارح گويد :
غرّه بضم غين و تشديد راء سفيدى در پيشانى اسب را گويند
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٧