و تعظيم شأنه عند الحاضرين بالاضعاء اليه و الارتياح له و على كماله فى الكرم حيث يتصف بالبشر و الطلاقة عند استماع المديح .
ترجمه
مصنّف گويد :
و گاهى غرض از تشبيه به مشبّهبه راجعست و آن بر دو قسم است :
قسم اوّل آنكه غرض از تشبيه آنست كه به توهّم بياندازيم مشبّهبه از مشبّه اتم است و آن در تشبيه مقلوب مىباشد مانند قول شاعر :
و بدا الصّباح كانّ غرّته * وجه الخليفه حين يمتدح
شارح گويد :
ضمير فاعلى در [ يعود ] به غرض از تشبيه راجع است و حاصل آنكه :
گاهى غرض از تشبيه به مشبهبه راجع مىباشد و آن بر دو گونه است :
الف : آنكه مقصود از تشبيه آنست كه بتوهّم بياندازيم مشبّهبه از مشبّه در وجه شبه اتم مىباشد و آن در تشبيه مقلوب تحقّق مىيابد .
تشبيه مقلوب آنست كه شئ ناقص را مشبّهبه قرار مىدهند و قصد شان آنست كه ادّعاء نمايند مشبه يعنى شئ كامل ، اكمل مىباشد هم چون قول محمّد بن وهيب حميرى :
و بدا الصّباح كانّ غرته * وجه الخليفه حين يمتدح
يعنى : صبح طالع و ظاهر شد ، گويا سفيدى و درخشندگى آن مثل روى خليفه است در هنگامى كه ممدوح واقع شود .
در اين بيت شاعر قصد نموده بتوهم بيندازد كه صورت خليفه در روشنى و درخشندگى از صبح تابان نورانىتر مىباشد درحاليكه