مقصود از [ لا زورديه ] گلى است به رنگ آبى لاجوردى و آن گل بنفشه مىباشد .
و كلمه [ تزهو ] فعل مضارع است و جوهرى در صحاح اللغة مىگويد :
عبارت [ زهى الرّجل فهو مزهو ] را زمانى مىگويند كه شخص عجب و تكبّر بورزد .
و در آن لغت ديگرى هست كه ابن دريد آن را حكايت نموده و لغت مزبور عبارتست از : زها ، يزهو ، زهوا .
و منظور از [ حمر اليواقيت ] شكوفهها و گلهاى شقايق سرخ مىباشد .
شاهد در اينستكه صورت و هيئت اتّصال آتش به اطراف و جوانب كبريت در ذهن نادر الحضور نبوده نظير ندرت حضور دريائى از مشك كه مشتمل بر طلاى ذوب شده و روان باشد ولى در عين حال وقتى گل بنفشه در ذهن حضور داشته باشد اين هيئت و صورت نادر الحضور به حساب مىآيد لذا بواسطه مشاهده نمودن دو صورتى كه بينشان نهايت بعد و فاصله است در حال معانقه استطراف و تازهگى حسّ مىشود .
شرح فارسى
توضيح
قوله : او تزيينه : يعنى غرض از تشبيه آنست كه مشبّه را در نظر سامع صاحب زينت و حسن قرار دهيم .
قوله : مقلة الظّبى : مقلّه عبارتست از پيه واقع در چشم كه مشتمل است بر سياهى و سفيدى .
قوله : وجه مجدور : يعنى صورتى كه آثار آبله دارد .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٣