و وجه بديع و تازه بودن اين تشبيه آنست كه مشبّه را در صورت چيزى كه عادتا ممتنع و محال است نشان دادهايم .
البتّه براى اظهار مشبه به شكل تازه و جديد وجه ديگرى وجود دارد و آن اينستكه مشبّهبه در ذهن نادر الحضور باشد اعم از آنكه مطلقا اينطور بوده چنانچه مثالش گذشت و يا در وقت حضور مشبّه حضورش نادر باشد چنانچه در قول شاعر چنين آمده ، وى گفته است :
و لا زورديه تزهو بزرقتها * بين الرّياض على حمر اليواقيت
كانّها فوق قامات ضعفن بها * اوائل النّار فى اطراف كبريت
شارح گويد :
كلمه [ تزيينه ] مرفوع است تا عطف باشد بر بيان امكانه و تقدير كلام چنين است او تزيين المشبّه فى عين السّامع و منظور اينستكه :
يا مقصود و غرض از تشبيه زينت دادن مشبّه است در نظر سامع مثل اينكه صورت سياهى را به سياهى چشم آهو تشبيه نمائيم .
سپس گويد :
كلمه [ تشويه ] در كلام مصنّف به معناى تقبيح مىباشد و منظور آنست كه :
يا غرض از تشبيه زشت نشان دادن مشبّه است در نظر سامع همچون تشبيه نمودن صورت آبلهدار را به غائط خشكشدهاى كه خروسها به آن نوك زده باشند .
و كلمه [ الدّيكه ] در عبارت مصنّف جمع [ ديك ] است به معناى خروسها .
پس از آن مىگويد :