در مشبّهبه اتمّ از مشبّه بوده و نيز مشبّهبه به آن اشهر و اعرف تلقى گردد .
البتّه از ظاهر اينكلام استفاده مىشود كه هركدام از چهار غرض مذكور مقتضى اتميّت و اشهريّت باشند ولى تحقيق مقتضى است بگوئيم :
بيان امكان و بيان حال اقتضايشان صرفا همان اشهريّت است تا بدينوسيله در اوّل قياس صحيح بوده و احتجاج و استدلال تمام و كامل صورت گيرد و در دوّمى حال معلوم و روشن گردد و همچنين بيان مقدار اقتضايش اتميّت نبوده بلكه مقتضى است مشبّهبه در حدّ مقدار مشبّه بوده نه بيشتر و نه كمتر تا بتوان مقدار مشبّه را تعيين نمود .
امّا تقرير حال :
بايد بگوئيم اين غرض البتّه هردو امر را اقتضاء دارد زيرا نفس به شئ اتم و اشهر مايلتر است لاجرم تشبيه نمودن به چيزى كه اتم و اشهر بوده اولى و سزاوارتر است از تشبيه نمودن به شيئى كه از اين معنا خالى است زيرا تشبيه به اتم و اشهر مفيد زيادى تقرير و تقويت بيشتر مىباشد .
شرح فارسى
توضيح
قوله : و هذه الاغراض الاربعه : يعنى بيان امكان ، و بيان حال و بيان مقدار و تقرير .
قوله : تقتضى : يعنى موجب و مستلزم مىباشند .
قوله : ان يكون وجه الشّبه فى المشبّه به اتم : منظور از [ اتم ] اقوى مىباشد صاحب دسوقى از فنرى نقل كرده كه اتميّت و اشهريّت اعم است از آنكه بحسب اعتقاد متكلّم بوده يا از نظر مخاطب باشد چه آنكه بحسب رسوم و عادات امر متفاوت مىباشد لذا كمتر وصفى
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٨