البتّه اين تقرير در وقتى است كه سامع به رنگ مشبّهبه نه مشبّه واقف و مطّلع باشد .
ج : يا غرض بيان مقدار حال مشبّه از نظر قوّت و ضعف ، زيادى و نقصان مىباشد .
همچون تشبيه جامه سياه به كلاغ از نظر شدّت سياهى .
د : و يا غرض تقدير حال مشبّه در نفس سامع و تقويت كردن شأن آن مىباشد مانند تشبيه كردن كسى كه از سعى و كوشش نفعى حاصل نميشود به شخصى كه بر روى آب مىنويسد .
چه آنكه از ناحيه تقرير عدم فائده و تقويت شأن آن بر معنائى دست مىيابيم كه از جانب غير آن اين معنا براى ما حاصل نمىشود زيرا الفت و انس به حسيّات اتم و اكمل است از انس با عقليّات چون حسيّات بر عقليّات مقدّم بوده و نفس علاقه و وابستگى مفرطى به آنها دارد .
شرح فارسى
توضيح
قوله : ينبئى : فعل مضارع از باب افعال يعنى خبر ميدهد .
قوله : ان قرب التّشبيه : يعنى كلمه [ علمت ] را در مقام تشبيه و بعنوان فعلى كه از تشبيه خبر مىدهد استعمال ميكنند مشروط باينكه تشبيه قريب باشد يعنى مشبّه قريب به مشبّهبه بوده و بينشان فاصله زيادى نباشد .
قوله : و ادّعى كمال المشابهه : عطف تفسير است براى [ قرب ] .
قوله : لما فى علمت من معنى التّحقيق : يعنى در كلمه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٤