مشبّه عائد است راجع مىباشد و ضمير مجرورى در [ امكانه ] نيز به مشبّه برمىگردد و حاصل مراد مصنّف اينستكه :
غالبا غرض از تشبيه به مشبّه راجع است و آن عبارتست از امورى كه ذيلا نقل مىشوند :
الف : بيان امكان مشبّه و اينكه آن امر مستحيل و ممتنعى نيست و آن در وقتى استكه مشبّه امر غريبى بوده كه امكان مخالفت در آن باشد بطوريكه ادّعاى امتناعش شود چنانچه در قول متنبّى آمده :
فان تفق الانام و انت منهم * فانّ المسك بعض دم الغزال
يعنى : درحاليكه از مردم هستى اگر برايشان تفّوق و برترى يا بى هيچ امتناع و استحالهاى ندارد زيرا مشك نيز پارهاى از خون آهو است ولى بر آن شرافت و برترى دارد .
در اين بيت شاعر وقتى مدّعى شد كه ممدوح بر مردم تفوّق و برترى جسته حتّى وجودى مستقل و جنسى عليحدّه گرديده است و از طرف ديگر اينمعنا چون بحسب ظاهر همچون مستحيلات تلقّى مىشود وى براى اثبات اين ادّعا و امكانش محتاج است اينحال را به حال مشك كه در اصل خون بوده و سپس از اين حقيقت خارج شده و جنسى ديگر گرديده تشبيه كند و اين تشبيه ضمنى بوده و تصريحى به آن نشده .
سپس شارح گويد :
كلمه [ او حاله ] معطوف است بر [ امكانه ] و شرح آن اينست :
ب : يا غرض از تشبيه بيان حال مشبّه بوده و اينكه بر چه وصفى از اوصاف مىباشد چنانچه در تشبيه جامهاى به جامه ديگر از حيث رنگ سواد اينطور است .