بر سر مشبّهبه يعنى [ مثل ذوى ] داخل شده .
البتّه همانطوريكه گفتيم اينقاعده در كاف و امثال آن مىباشد بخلاف كانّ و تماثل و تشابه كه در اينها لازم نيست مشبّهبه پهلويشان قرار بگيرد .
و همانطوريكه مصنّف آورده است گاهى غير مشبّهبه پهلوى كاف و نظير آن قرار ميگيرد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
و اضرب لم مثل الحيوه الدّنيا كماء انزلناه ( بزن برايشان مثل زندگانى دنيا را همچون بارانى كه از آسمان نازل مىكنيم ) .
چه آنكه مقصود تشبيه حال دنيا به باران يا بمفرد ديگرى كه به تكلّف در تقدير گرفته شود نبوده بلكه مراد تشبيه حال دنيا از حيث جلا و شادابى و آنچه بدنبال آنست يعنى مرگ و هلاكت به حال نبات كه از آب باران حاصل مىشود و ابتداء امر شاداب و سبز بوده و سپس خشك شده و باد آن را به اطراف پراكنده مىكند مىباشد .
در اين آيه شريفه هيچ نيازى نيست باينكه كلمه [ مثل ماء ] را در تقدير بگيريم زيرا آنچه معتبر است كيفيّتى بوده كه از مضمون كلامى كه بعد از كاف ذكر شده است حاصل مىشود و بدون ترديد اعتبار اين كيفيّت ما را از تقدير مزبور بىنياز مىنمايد .
و آنان كه پنداشتهاند تقدير آيه [ كمثل ماء ] است و بدين ترتيب غير مشبّهبه پهلوى كاف آمده بايد بگوئيم سهو و اشتباهى آشكار مرتكب شده زيرا مشبّهبهى كه پهلوى كاف درمىآيد گاهى ملفوظ به بوده و زمانى محذوف مىباشد چنانچه مصنّف در كتاب ايضاح به آن تصريح نموده است .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٧