اصل و قاعده در مثل كاف اينستكه مشبّهبه پهلوى آن قرار بگيرد و گاهى غير مشبّهبه پهلوى آن واقع مىشود مانند :
و اضرب لهم مثل الحيوه الدّنيا كماء انزلناه .
شارح گويد :
ادات تشبيه عبارتست از : كاف و كانّ .
و گاهى [ كانّ ] را در مورد ظنّ به ثبوت خبر استعمال نموده بدون اينكه قصد تشبيه در بين باشد اعم از اينكه خبر جامد بوده و يا مشتقّ باشد مانند :
كانّ زيد اخوك ( گويا زيد برادر تو است ) و كانّه قدم ( گويا زيد آمد ) .
و كانّك قلت ( گويا تو گفتى ) و كانّى قلت ( گويا من گفتم ) .
و ديگر از ادات تشبيه لفظ [ مثل ] و آنچه در معناى آن است مىباشد .
و مقصود از [ آنچه در معناى مثل است ] كلمهاى است كه از مماثلت و مشابهت مشتق شده و يا لفظ ديگرى بوده كه مفيد همين معنا باشد و طبق گفته مصنّف اصل و قاعده در مثل كاف اينستكه :
مشبّهبه پهلوى آن قرار بگيرد و مقصود از اين عبارت اينستكه در كاف و مانند آن همچون لفظ [ نحو ] و [ مثل ] و [ شبه ] قاعده و اصل آنست كه مشبّهبه پهلوى آنها واقع شود اعم از آنكه لفظ بوده مانند :
زيد كالاسد ( زيد مانند شير است ) يا تقديرا باشد مانند فرموده حقتعالى او كصيّب من السّماء ( يا مانند بارانى كه از آسمان ببارد ) چه آنكه تقديرا آن او كمثل ذوى صيّب مىباشد پس [ كاف ] در تقدير
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٦