و بجمع شدن و فشرده گشتن مىگرايد .
كلمهء [ يبدو ] در عبارت مصنّف به معناى پشيمان شدن و منصرف گشتن است و مقصود از آن ظهور رأيى است غير از رأى اوّل .
و منظور مصنّف از [ يرجع الى الانقباض ] اينستكه :
از انبساط و گسترشى كه پيدا كرده به فشرده شدن مىگرايد گويا از جزانب و اطراف دائره كمكم برگشته و بمركز وسط ميل مىكند .
سپس در تقرير و بيان آن مىافزايد :
انسان وقتى نظرش را بجرم خورشيد انداخته و نيك بان مىنگرد آن را در چنين هيئتى مىبيند يعنى ملاحظه مىكند كه دائرهاى درخشان داراى حركتى است استدارى بطورى كه لحظه به لحظه از مركز دائرهء دوائرى صغار توليد شده كه بتدريج بزرگ و پهن شده تا جائى كه به اطراف و لبه محيط دائره مىرسند و در آستانه لبريز شدن در آئينه كه در دست شخص لرزان قرار گرفته مشاهده مىشود و اين هيئت وجه شبه بين آئينهء مزبور و خورشيد بوده كه امرى است بديع و تازه و انظار را به خود متوجّه مىسازد .
شرح فارسى
توضيح
قوله : من الاستدارة و الاستقامة الخ : بيان است براى [ الحركة ] .
قوله : و غيرهما : مانند سرعت و بطوء .
قوله : و يعتبر فيها : ضمير در [ فيها ] به هيئت
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٩