مقصود از [ ماء موصوله ] وجه شبه بوده و حاصل مراد مصنّف اينستكه :
از وجه شبههائى كه به نظر امر بديع و تازهاى ميايند هيئتى استكه با آن حركات استدارى و مستقيم و غير ايندو مقرون بوده و آن را مركّب لحاظ و اعتبار مىكنند و اين گونه از وجه شبهها كه در چنين هياتى مىآيند به دو نحو مىباشند :
الف : آنكه با حركت غير آنكه مقصود اوصاف جسم است نظير شكل و رنگ مقرون باشند .
البتّه بايد توجّه داشت كه عبارت كتاب اسرار البلاغه در اينمقام واضحتر و روشنتر مىباشد صاحب اين كتاب گفته :
مخفى نماند از جمله امورى كه سبب است براينكه تشبيه دقيق و سحرآميز گردد اينستكه آن را در هيئتى كه حركات بر آن واقع شدهاند بياورند و هيئتى كه در تشبيه مقصود است به دو نحو مىباشد .
1 - آنكه با غير خود از اوصاف مقرون بوده .
2 - آنكه هيئت حركت مجرّد از اوصاف باشد بطورى كه چيزى زائد بر حركت نباشد ، امّا اوّل همچون قول ابو النجم :
و الشّمس كالمرآه فى كفّ الاشل * تجرى على السّماع من غير فشل
خورشيد همچون آئينهاى است در دست لرزان كه بر روى آسمان راه ميرود بدون اينكه ضعف و سستى در آن ديده شود .
شاهد در هيئتى است كه از استداره همراه با اشراق با حركت سريع متّصل جسم كه مشتمل است بر موج اشراق حاصل گرديده به اين نحو كه ديده مىشود و شعاع و نور جسم گويا ميل به پهن شدن نموده تا جائى كه نزديك است از اطراف دائره سر برود سپس منصرف شده