ترجمه
مصنّف گويد :
ب : وجه دوّم اينستكه حركت از غير خود مجرّد باشد پس در اينوجه نيز چارهاى نيست از اينكه ميبايد حركات بسيار بجهات مختلف با هم مختلط و تركيب شوند ، بنابراين حركت آسياب و چرخ چاه و تير مركّب نميباشند بخلاف حركت اوراق كتاب در قول شاعر :
كانّ البرق مصحف قار * فانطباقا مره و انفتاحا
شارح گويد :
گفتيم وجه شبهى كه در هيئت بديع مىآيد به دو گونه است ، قسم اوّل آن بيان شد اينك قسم دوّمش و آن اينستكه حركت از غير خود مجرّد بوده و با اوصاف جسم كه در قسم اوّل مقرون بود تقارنى نداشته باشد ، پس در اينقسم نيز همچون قسم اوّل مىبايد حركات عديده به جهات مختلف با هم مختلط باشند يعنى همانطوريكه در قسم اوّل لازم بود غير حركت همچون اوصاف جسم با حركت مقرون باشند در اين قسم نيز مىبايد حركات بسيار بجهات مختلف كه بر جسم عارض ميشوند با هم مختلط باشند مثل اينكه برخى از حركات به طرف راست و بعضى به سمت چپ و پارهاى به بالا و دستهاى به پائين صورت گرفته تا از مجموع آنها تركيب حاصل شود و در غير اين صورت وجه شبه مفرد بوده و آن تنها حركت واحد مىباشد و بدين ترتيب از مورد بحث خارج ميگردد .
بنابراين حركت آسياب و چرخ چاه و تير بملاحظه اتّحادشان مركّب نمىباشند بخلاف حركت اوراق قرآن در قول ابن معتز كه مىگويد :
و كانّ البرق مصحف قار * فانطباقا مرّه و انفتاحا