راجع است .
قوله : ما يجئ فى تلك الهيئات الخ : مقصود از [ ما يجئ ] وجه شبه مىباشد .
قوله : و الاوضح عبارة اسرار البلاغة : وجه اوضح بودن عبارت اسرار البلاغه از عبارت مصنّف اينستكه :
وجه شبه عبارتست از هيئت و آن به هيئت مقرون به حركت و به غير حركت و مجرّد از ايندو تقسيم مىشود و عبارت اسرار البلاغه در افاده اين معنا روشن و واضحتر است چه آنكه از عبارت مصنّف اينطور استفاده مىشود هيئت فى حدّ نفسها محقّق بوده و حركت بر آن عارض مىشود درحاليكه مقصود از [ هيئت ] يا هيئت تقارن حركت با غيرش بوده يا هيئت اختلاف حركت مىباشد و پرواضح است هيئت باينمعنا فى حدّ نفسها محقّق نيست بلكه امر اعتبارى و انتزاعى است و تا منشأ انتزاع آن در خارج نباشد نميتوان براى آن وجودى فرض نمود و بعبارت روشنتر :
صاحب كتاب اسرار البلاغه ( شيخ عبد القاهر ) در عبارت :
انّ ممّا يزداد به التّشبيه دقّه و سحرا الخ مىگويد :
مخفى نماند از احوال و خصائصى كه بواسطهاش در تشبيه دقّت و سحر ايجاد مىشود اينحال است كه تشبيه در هيآتى صورت ميگيرد كه حركات با آنها مقرون هستند اعم از آنكه اين هيات طرفين تشبيه بوده يا وجه شبه باشند .
پس از عبارت مزبور چنين بدست مىآيد كه دقّت و سحر وصف براى نفس تشبيه بوده كه آن مشتمل است بر حالت ياد شده
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٠