احدهما ( و فيه نظر ) لانا لا نسلم ذلك عند خلو المقام عن القرائن .
ترجمه
مصنف گويد :
د : تسخير مانند : كونوا قردة خاسئين ( باشيد بوزينه در حالىكه از درگاه ما رانده شده هستيد ) .
ه : اهانت مانند : كونوا حجارة او حديدا ( باشيد سنگ يا آهن ) .
و : تسويه مانند : اصبروا او لا تصبروا ( صبر كنيد يا صبر نكنيد هردو على السويه است ) .
ز : تمنى مانند : الا ايها الليل الطويل الا انجلى ( اى شب طولانى آيا بر طرف نمىشوى ) .
ح : دعا نظير : رب اغفر لي ( پروردگارا بيامرز مرا ) .
ط : التماس نظير قول شما به شخصى كه با شما مساوى است و از حيث رتبه در يك درجه مىباشد : افعل ( بجاى آور ) بدون اينكه خود را بر وى عالى و بالا بدانى .
سكاكى گويد :
حق امر آن است كه بر فور دلالت نمايد ، زيرا ظاهر طلب چنين بوده و وقتى امر به چيزى مىكنند پس از آنكه امر بخلافش كردهاند و قصد تغير امر اول بوده نه جمع آن دو يا بدون اينكه قصد تراخى باشد متبادر بفهم و ذهن فور مىباشد .
ولى در گفته سكاكى اشكال و مناقشه داريم .
شارح گويد :
در ذيل دو مثال تسخير و اهانت مىگويد :
وجه دلالت داشتن امر بر تسخير در مثال اول و اهانت در دوم اين
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 409
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠٩