و اينكلمه اگرچه نكره است ولى چون در سياق نفى واقع شده مفيد عموم بوده لاجرم مجوّز و مسوّغ براى ذو الحال واقع شدنش وجود دارد .
و مىتوان آن را حال از ضمير مخاطب در [ لست ] قرار داد .
و كلمه [ شعت ] يعنى متفرق الحال و مذموم الخصال .
شاهد در جمله و مصراع اوّل است كه مفهوم و معنايش دلالت بر نفى رجال كامل مىكند و شاعر اين معنا را با [ اىّ الرّجال المهذّب ] تأكيد نموده است .
و بايد توجّه داشت كه استفهام در جمله [ اىّ الرجال ] از قبيل استفهام انكارى است بنابراين معنايش چنين است :
ليس فى الرجال منقّح الفعال مرضى الخصال .
يعنى در بين مردان مردى كه صاحب افعال پاكيزه و خصال و خوبىهاى پسنديده باشد وجود ندارد .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : و امّا بالتّذييل : كلمه [ تذييل ] در لغت يعنى چيزى را ذيل و دنبال چيز ديگرى قرار دادن .
قوله : تشتمل على معناها : ضمير در [ تشتمل ] به جمله دوّمى راجع است .
قوله : للتأكيد : يعنى قصد از آوردن جمله دوّم تأكيد جمله اوّل مىباشد .
قوله : فهو اعم من الايغال الخ : ضمير در [ هو ] به تذييل راجع است و حاصل مراد اينستكه :
بين تذييل و ايغال عموم و خصوص من وجه مىباشد بنابراين در يك مورد
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 707
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٠٧