مانند : قل جاء الحق و زهق الباطل ، انّ الباطل كان زهوقا .
( بگو حق آمد و باطل رفت ، همانا باطل رفتنى است ) .
شاهد در جمله دوّم يعنى انّ الباطل الخ است كه بما قبل ارتباطى ندارد و در مقام بيان حكم كلّى است .
تقسيم ديگر
باز تذييل به تقسيم ديگر بردو قسم است :
شارح گويد :
مصنّف در اينجا از لفظ [ ايضا ] استفاده كرده و گفته [ و هو ايضا الخ ] و اين اشاره است باينكه اين تقسيم نيز براى مطلق تذييل است نه قسم دوّم و بهرصورت تذييل بتقسيم ديگر چنانچه گفتيم بردو قسم است :
الف : آنكه منطوق جمله قبل را تأكيد كند مانند همين آيه يعنى :
جاء الحق و زهق الباطل ، انّ الباطل كان زهوقا .
چه آنكه زهوق و زوال باطل منطوق جمله [ زهق الباطل ] است لذا جمله انّ الباطل كان زهوقا اين منطوق را تأكيد مىنمايد .
ب : آنكه مفهوم جمله قبل را تأكيد نمايد مانند آنچه در قول نابغه ذبيانى وارد شده :
و لست بمستبق اخا لا تلمه * على شعث اىّ الرّجال المهذّب
يعنى : تو طالب ادامه برادرى و دوستى او نيستى در حالى كه بر عيب و نقصى كه دارد و سرزنش و ملامتش نكنى ، كجا هستند مردان پاكيزه و مهذّب كلمه [ لست ] به صيغه خطاب بوده و جمله [ لا تلمه ] حال است از [ اخا ]