جواب
مراد وى از « جمله » كلام مستقلى است كه جزء كلام ديگر نباشد و پرواضح است هركدام از شرط و جزاء مستقل نبوده بلكه جزء محسوب مىشوند از اينرو مصنّف به هيچ كدام اطلاق جمله ننموده .
سپس شارح گويد :
بهرصورت جمله محذوف طبق گفته مصنّف گاهى مسبّب است از مسببى كه در كلام ذكر شده مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
ليحقّ الحقّ و يبطل الباطل .
اينجمله سببى است كه در كلام ذكر شده و مسبّبش حذف گرديده و تقدير آن چنين است :
فعل ما فعل ليحقّ الحقّ و يبطل الباطل .
يعنى انجام داد آنچه را كه انجام داد به جهت آنكه حقّ را اثبات نموده و باطل را از بين ببرد .
و زمانى محذوف سبب است براى آنچه در كلام ذكر گرديده مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
فقلنا اضرب بعصاك الحجر ، فانفجرت ( پس گفتيم با عصاى خودت به سنگ بزن ، پس شكافته مىشود ) .
اين آيه شريفه در صورتى شاهد مىشود كه تقديرش :
فقلنا اضرب بعصاك الحجر فضربه بها فانفجرت باشد چه آنكه در اين تقدير جمله « فضربه بها » كه سبب است براى « فانفجرت » حذف شده و ممكن
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 665
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٦٥