اوساط ( اهل عرف ) آورد .
ولى اين توهّم و پندار غلط و اشتباه است بطورى كه بر شخص صاحب فهم و ادراك مخفى نميباشد ، پس بايد بگوئيم مقصود از عبارت متن اين است كه :
همانطوريكه كلام بخاطر كمتر بودنش از حدّ متعارف متّصف به ايجاز مىشود اگر از آنچه مقام تكلّم اقتضاء دارد نيز بحسب ظاهر كمتر آورده شود به وصف ايجاز موصوف مىگردد .
و جهت اينكه گفتيم بحسب ظاهر آنست كه :
اگر كلام بحسب ظاهر و واقع از آنچه مقام مقتضى است كمتر آورده شود ابدا واجد صفت بلاغت نبوده و در هيچ مرتبهاى از آن قرار ندارد .
مثال كلام موجز و مطنب به دو اعتبار
سپس شارح ميگويد :
مثال آنچه گفتيم فرموده حقتعالى است :
رب انّى وهن العظم منّى ( پروردگارا استخوان من سست شد )
اين عبارت نسبت به كلام اهل عرف كه مىگويند :
يا ربّ شخت ( پروردگارا پير شدم )
مطنب بوده ولى نسبت به مقتضاى مقام بحسب ظاهر موجز مىباشد
زيرا مقام تكلّم ، مقام انقراض جوانى و روى آوردن پيرى بوده لذا شايسته است كلام را بيشتر بسط دهند .
در نتيجه بايد گفت :