تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
حالى كه با باز خود مصاحب و همراه هستم آن بازى كه سحرخيزترين پرنده‌گان مىباشد و بيرون رفتن ما از شهر در وقتى است كه قدرى از تاريكى شب هنوز باقى مانده باشد و هرگز منتظر دميدن صبح نميشوم . پس قول شاعر كه گفته [ علىّ سواد ] حال است و در آن ذكر [ واو ] ترك شده . سپس شيخ گفته : وجه و دليل ترك [ واو ] در اين مثال و اشباهش اينست كه اسم در مثل اين تركيب فاعل براى ظرف مىباشد چه آنكه ظرف بر ذوالحال اعتماد دارد و نبايد اسم مزبور را مبتداء دانست بلكه شايسته است در چنين مقامى ظرف به اسم فاعل مقدر بگيريم نه فعل ، بنابراين در امثال اين گونه تراكيب چون حال مفرده است ترك [ واو ] مستنكر نمىباشد ، بلى اگر مقدر فعل فرض شود ترك واو حسنى ندارد مگر فعل مقدر ماضى باشد چه آنكه ترك واو با فعل ماضى بسيار است . شارح گويد : آنچه ذكر شد كلام شيخ عبد القاهر بود ولى در گفته وى اشكال و مناقشه داريم چه آنكه بحسب ظاهر جمله [ على كتفه سيف ] محتمل چهار حالت است : الف : آنكه در تقدير مفرد باشد يعنى مقدر را اسم فاعل فرض ميكنيم . ب : آنكه جمله اسميّه باشد يعنى على كتفه خبر مقدم و سيف مبتداء مؤخّر مىباشد . ج : آنكه آن را جمله فعليّه فرض كرده و فعل مقدّر ماضى باشد . د : آنكه آن را جمله فعليّه فرض نموده و فعل مقدّر مضارع باشد .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 609 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى