تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
آنچه در حال نحوى مطلوب و مقصود است مقارنت مضمون آن با مضمون عامل بوده نه با زمان تكلّم كه حال زمانى است و در جائى كه عامل و حال هردو ماضى باشند ممكن است بينشان مقارنت فرض شود چنانچه اگر هردو مضارع باشند امر چنين است يعنى اشكالى وارد نيست . و نيز لفظ [ قد ] ماضى را به زمان حالى كه در مقابل استقبال است يعنى زمان تكلّم نزديك مىكند در نتيجه بسا آوردن ( قد ) در ماضى سبب مىشود كه حال با عاملش مقارن نگردد مانند اين مثال : جاء زيد فى السنة الماضيه و قد ركب فرسه . و اشكال ديگر آنكه اگر مقارنت عامل با حالى كه زمان تكلّم است معتبر باشد در جائى كه جمله حاليه با فعل مضارع مثبت آغاز شده و عاملش مستقبل است مىبايد مصدر به [ واو ] گردد زيرا مقارنت بين عامل و حال نمىباشد زيرا بطور قطع و يقين مضارع در چنين موردى به معناى حال نيست مانند : سيجئ الامير تقاد الجنائب بين يديه ( امير به زودى مىآيد و حال آنكه در جلوش اسبان حركت مىكنند ) . سپس شارح در كتاب مزبور مىگويد : منتهى كلامى كه در اينجا مىتوان گفت و با آن اشكال مذكور را دفع كرد اينست كه : در مثال [ جاء زيد فى السّنة الماضية و قد ركب ] حال بودن ماضى يعنى [ ركب ] اگرچه بملاحظه عاملش يعنى [ جاء ] مىباشد و لفظ [ قد ] نيز درست است كه ماضى را به زمان حال نزديك مىكند و همچنين قبول داريم ايندو حال يعنى حال نحوى و حال زمانى با هم متباين هستند ولى در عين حال حضرات پسندشان نيست كه ماضى را به عنوان ماضى