مؤكده راجع است .
قوله : لشدة ارتباطها بما قبلها : ضمائر مؤنّث به حال مؤكّده راجعند .
قوله : الا انّه فى الحال : ضمير در [ انّه ] به اثبات راجعست .
قوله : فهى قيد للفعل : ضمير [ هى ] به حال راجعست .
قوله : لكيفيّة وقوعه : يعنى وقوع فعل .
قوله : فانه لا يقصد به ذلك : ضمير در [ فانّه ] و [ به ] به نعت راجع بوده و مشاراليه [ ذلك ] قيد بودن براى فعل مىباشد .
قوله : مجرد اتصاف المنعوت به : ضمير در [ به ] به نعت راجع است . ا قوله : و اما اما آورده بعض النحويين الخ : اين عبارت جواب است از سئوال مقدر به اين شرح :
گفته شد صفت و خبر بطور كلى از ذكر [ واو ] خالى هستند و چون حال نيز مانند آنها است مىبايد واو نداشته باشد حال اين گفتار زمينه شده براى اشكالى و آن اينست كه :
قبول نداريم كه خبر و صفت بطور كلى از ذكر واو خالى باشند بلكه برخى از نحوىها ايندو را با واو آوردهاند همچون خبر در باب كان و جمله وصفيّه با واو تأكيد به منظور لصوق و چسباندن صفت به موصوف .
شارح در جواب مىگويد :
اما اين كلام از نحوىها بخاطر تشبيه خبر و صفت به حال است چه آنكه حال در برخى از اوقات با واو ذكر مىشود و در نتيجه اين اشكال وارد نيست و حاصل كلام آنكه :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 568
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٦٨