تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
جهتش آن است كه بواسطه ذكر واو بين حال و صاحبش ارتباط برقرار مىشود ، بنابراين گفتن : خرجت زيد قائم ( خارج شدم در حالى كه زيد ايستاده بود ) جايز نيست . و وقتى مصنف بيان نمود كه هرجمله حاليه‌اى كه از ضمير خالى است در آن ذكر واو واجب است قصد كرد كه بگويد چه جمله‌اى در آن اين معنا جايز و چه جمله‌اى در آن اين امر جايز نيست . شرح فارسى : توضيح قوله : لكن خولف هذا الاصل : مقصود از [ هذا الاصل ] آمدن حال بدون واو همچون نعت و خبر مىباشد . قوله : بكلام سابق قصد تقييده بها : ضمير در [ تقييده ] به كلام سابق و در [ بها ] به حال برمىگردد . قوله : الذى جعلت حالا عنه : ضمير در [ جعلت ] به جمله و در [ عنه ] به صاحبها راجع است . قوله : صالح للربط : اما صلاحيت ضمير براى ربط بخاطر آن است كه ضمير همان نفس مرجع مىباشد بنابراين جمله‌اى كه مشتمل بر ضمير باشد مثل آن است كه بر خود صاحب حال مشتمل باشد . و اما واو بخاطر آنكه وضع آن بر ارتباط برقرار كردن بين ما قبل و ما بعدش مىباشد . قوله : بدليل الاقتصار عليه فى الحال المفردة : برخى از شرّاح در مقام اشكال و انتقاد گفته‌اند : ضمير كه در حال مفرده مىآيد نه به منظور ربط آن با ذو الحال مىباشد