دلالت مىكند براثبات ركوب براى زيد همانطوريكه در مثال : زيد راكب همين دلالت و حكم مىباشد با اين فرق كه در حال اثبات ركوب بطور تبعيت بوده و مقصود اصلى از آوردن كلام اثبات مجئى است و حال را به اين منظور مىآوريم كه در اخبار به مجئى معناى ركوب را اضافه كنيم ولى در خبر ذكر ركوب مقصود اصلى است نه آنكه در قصد تابع باشد
و در دنبال [ و وصف له ] مىنويسد :
يعنى و بخاطر آنكه حال در معنا وصف است براى صاحبش همچون نعت نسبت بمنعوت خود با اين فرق كه در حال مقصود آنست كه بگوئيم صاحب حال در حال مباشرت فعل و ارتكاب آن واجد چنين وصفى مى باشد و در واقع حال قيد براى فعل و مبين كيفيت وقوع آن بوده بخلاف نعت زيرا از آن چنين معنائى قصد نشده بلكه مراد مجرد اتصاف منعوت به آن مىباشد .
با توجه به اين دو نكته مىگوئيم :
وقتى دانسته شد كه حال مانند خبر و نعت مىباشد اكنون ميتوان ادعاء كرد همانطورى كه نعت و خبر بدون واو ذكر مىشوند حال نيز بايد چنين باشد .
و اما اينكه بعضى از نحاة اخبار و نعوتى را كه مصدر به [ واو ] هستند ذكر نمودهاند همچون خبر در باب كان و جمله وصفيهاى كه در صدرش واوى قرار گرفته كه به واو تأكيد موسوم است تا بدينوسيله صفت را بموصوف وصل نمايند اين از باب تشبيه و الحاق به حال مىباشد .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : ذنابة للشيئ : كلمه [ ذنابة ] بضم ذال و كسر آن دنباله
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 566
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٦٦