جملهاى است مستقل بافاده محتاج به چيزى است كه آن را به صاحبش ربط بدهد و هريك از ضمير و واو براى ربط دادن صلاحيت دارند ولى اصل در رابط ضمير است بدليل اكتفاء به ضمير در حال مفرده و خبر و نعت ، بنابراين جمله حاليّه اگر از ضمير صاحب حال خالى باشد واجب است در آن رابط واو باشد .
شارح گويد :
ضمير نائب فاعلى در [ خولف ] به هذا الاصل راجع بوده و ضمير فاعلى در [ كانت ] به حال و ضمير منصوب در [ فانّها ] به جملهاى كه حال قرار گرفته برمىگردد و حاصل آنكه :
جمله حاليه از حيث اينكه جملهاى است كه در افاده معنا مستقل مىباشد بدون اينكه بر معلّق شدن بما قبلش توقفى داشته باشد محتاج به رابط است .
و اينكه مصنف عبارت [ من حيث هى جمله ] را گفت جهتش آنست كه حال از حيث اينكه حال است مستقل نبوده بلكه موقوفست بر معلّق بودن بكلامى كه پيش از آن قرار گرفته و قصد تقييد آن كلام به حال مىباشد .
سپس در ذيل [ و الاصل هو الضمير ] مىگويد :
مقصود از [ اصل ] امرى است كه عدول از آن جايز نميباشد و حاصل آنكه :
اصل در رابط تا ما دامى كه احتياجى به زيادى ارتباط نباشد ضمير است بدليل آنكه در حال مفرده و خبر و نعت به همان اكتفاء مىشود .
و در دنبال [ فالجمله ان خلت عن ضمير صاحبها وجب فيها الواو ] مىگويد :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 570
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٧٠