تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
[ و لذلك اختلفت الصور الخ ] مىگويد : بسا صورى وجود دارند كه در خيال شخصى بينشان انفكاك نبوده و حال آنكه در خيال شخصى ديگر اصلا با هم اجتماع نمىكنند و نيز بسيارى از صور هستند كه از خيال شخصى غايب نشده و حال آن‌كه در خيال شخصى ديگر اصلا واقع نمىشوند . و سپس بعد از [ و لصاحب علم المعانى فضل احتياج الخ ] ميگويد : جهت آن اينست كه معظم ابواب معانى مبحث فصل و وصل بوده و آن مبتنى بر قدر جامع است على الخصوص جامع خيالى چه آنكه جامع بودن آن برطبق مجراى صور مألوفه و معتاده‌اى است كه بحسب انعقاد اسباب در خزانه خيال ثابت مىگردند در حالى كه تباين و اختلاف اسباب با هم بملاحظه كثرتى كه دارد قابل حصر و حدّ نيست . و از اين بيان ظاهر مىشود كه مقصود از جامع عقلى آن نيست كه به عقل درك شده و از وهمى شيئى كه قوه واهمه مدركش بوده و از خيالى چيزى كه با خيال درك گردد زيرا تضاد و شبه آن از معانى كه وهم آن را درك كند نبوده ولى معذلك در زمره جامع وهمى قرار داده شده و همچنين تقارن در خيال از صورى نيست كه در خيال اجتماع كند بلكه تمام جوامع مذكور معانى معقوله مىباشند يعنى از امورى بوده كه ملاك آنها عقل است ولى اين معنا بر بسيارى مخفى نمانده لذا در مقام اعتراض گفته‌اند : سواد و بياض مثلا از امور محسوسه بوده نه وهميه پس جامع بين اين دو بايد خيالى باشد نه وهمى . از اين اعتراض جواب داده‌اند كه جامع عبارتست از اين‌كه هر
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 553 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى