تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
محلش مقرر است كه اجسام محتاج به محل نيستند بر خلاف اعراض كه تحققشان در خارج بايد در ضمن محل باشد و نيز سماء و ارض از قبيل اسود و ابيض نبوده زيرا دو وصف متضاد داخل در مفهوم ايندو نميباشند و بعد از [ و الاوّل و الثّانى ] مىگويد : اين مثال شاهد است براى اشيائى كه اعم از محسوس و معقول مى باشند چه آنكه [ اوّل ] آنست كه سابق بر غير خودش بوده و غيرى بر آن سبقت نگرفته باشد و [ ثانى ] آنست كه تنها مسبوق به واحد باشد از اينرو ايندو به متضادين شباهت پيدا كرده‌اند و جهتش آنست كه مشتمل بر دو وصفى هستند كه اجتماع آن دو ممكن نمىباشد . و اما اينكه چرا [ اوّل ] و [ ثانى ] مثال براى متضادين قرار داده نشده‌اند و همچون [ اسود ] و [ ابيض ] در زمره امثله متضادين ذكره نشده‌اند جهتش آن است كه : در متضادين شرط است بينشان نهايت خلاف باشد در حالى كه واضح و روشن است مخالفت ثالث و رابع و غير ايندو يعنى خامس و سادس و ديگر مراتب بعدى با [ اوّل ] بيش از مخالفت ثانى با آن مىباشد مضافا به آنكه در مفهوم اول معناى عدمى اعتبار شده لاجرم نمىتوان آن را امر وجودى دانست تا با ثانى ضد باشد .

وجه جامع وهمى بودن تضاد و شبه آن

سپس شارح گويد : وجه اينكه تضاد و شبه آن جامع وهمى مىباشند آن استكه وهم اين
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 547 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى