دليل آنچه قبلا گذشت يعنى گفتيم وقتى بين دو جمله جامعى نباشد پس بينشان كمال انقطاع است .
پس از آن مىگويد :
دو جملهاى كه از حيث خبر يا انشاء بودن در لفظ و معنا با هم متفقند بر دو قسمند زيرا با هردو بحسب لفظ و معنا انشاء بوده و يا خبر مىباشند .
و آن دو جملهاى كه تنها از حيث معنا با هم متفقند بر شش قسم مىباشند زيرا اگر هردو در معنا انشاء باشند پس لفظ هردو يا خبر بوده و يا اوّلى خبر و دوّمى انشاء و يا بالعكس يعنى اوّلى انشاء و دوّمى خبر مىباشد و اگر هردو در معنا خبر باشند پس لفظشان يا هردو انشاء بوده و يا اوّلى انشاء و دوّمى خبر و يا بالعكس يعنى اوّلى خبر و دوّمى انشاء مىباشد ، پس مجموع اقسام هشتتا است و مصنف تنها براى دو قسم اوّل مثال در اينجا آورده است .
زيرا دو مثال :
1 - يخادعون الله و هو خادعهم .
2 - انّ الابرار لفى نعيم و انّ الفجّار لفى جحيم .
شاهد هستند براى دو جملهاى كه لفظا و معنا خبر مىباشند با اين فرق كه در آيه اوّل متعاطفين در اسميّه و فعليّه بودن با هم اختلاف داشته ولى در آيه دوم هردو جمله اسميّه مىباشند .
و مثال :
كلوا و اشربوا و لا تسرفوا .
شاهد است براى دو جملهاى كه هردو لفظا و معنا انشائى ميباشند
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 521
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢١