مطابقى است كه باعتبار وضع عرفى از آن مستفاد است چه آنكه در عرف وقتى مىگويند : لا تقم عندى مقصودشان اين نيست كه مخاطب را از اقامه و ايستادن بازدارند بلكه مراد صرف اظهار كراهت از حضور او مىباشد بنابراين مرتبه [ لا تقيمن عندنا ] نسبت به [ ارحل ] همان مرتبهاى استكه [ حسنها ] در مثال [ اعجبتنى الدّار حسنها ] نسبت به [ الدّار ] دارد يعنى بدل اشتمال از جمله [ ارحل ] است چه آنكه عدم اقامه اوّلا چون با [ ارتحال ] مغاير است پس تأكيد نبوده و ثانيا چون در آن داخل نيست پس بدل بعض نمىباشد و ثالثا چون اعتناء و التفاتى ببدل كلّ از كلّ نبوده لاجرم اين قسم از بدل نيز نمىباشد پس منحصرا بايد آن را بدل اشتمال قرار داد .
و توضيح اين ادعاء كه چرا ببدل كلّ از كلّ اعتنائى نيست آنست كه :
اين قسم از بدل امتيازش از [ تأكيد ] صرفا به آن استكه لفظ بدل و مبدل با هم مغاير بوده و مقصود از اتيان جملتين تنها جمله دوم مىباشد و اين معنا در جمل خصوصا در جملاتى كه محل از اعراب ندارند تحقق نمىيابد .
سپس مىگويد :
ضمير در [ بينهما ] به عدم اقامه و ارتحال راجعست يعنى :
و از شواهد و دلائلى كه [ لا تقيمن ] بدل اشتمال از [ ارحل ] است اينكه علاوه بر امور سهگانه مذكور بين عدم اقامه و ارتحال ملابست و وابستگى لزوميه وجود دارد و بدين ترتيب ذكر [ لا تقيمن عندنا ] بعد از جمله [ ارحل ] از باب بدل اشتمال مىباشد .
و كلام و سخن در اينكه جمله اوّلى يعنى [ ارحل ] آيا محل از اعراب
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 485
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٨٥